شعر شاعران تُرک را از زمانی که با شهرام شیدایی آشنا شدم شناختم، از زمانی که شعرهای اورهان ولی را ترجمه کرد شیفتهی شعر تُرک شدم، برای من اسم اورهان ولی، ملیح جودت آندای و اُکتای رفعت به طور غیرقابل انکاری با نام شهرام شیدایی گِره خورده است، شاعر و مترجمی که شعر را چنان خوب لمس میکرد و مینگاشت و میخواند که گاهی فکر میکردم او خودش یک شعر است، یک شعرِ بیپایان که از زبانِ زندگی سروده شده است.
کتاب « رنگ قایقها مالِ شما » مجموعهای از اشعار اورهان ولی با ترجمهی شهرام شیدایی در سال ۸۳ منتشر شد. بیشتر شعرهای این کتاب را در دوران آموزشی سربازی خواندم، شبهای تاریکی که تنها سر پُست میرفتم این کتاب کوچک را با خودم میبردم و بلند بلند شعرهای آن را میخواندم، و همانجا بود که احساس کردم پُشتِ این شعرهای ساده که با زبانی نه آنچنان پیچیده که درکشان سخت باشد حرفهای یک زندگی درمیان است، حرفهای یک انسان. که به سادگی نگاشته شدهاند و به سادگی خوانده میشوند، اما اگه نخواهی تن بدهی به سادگی لمس نمیشوند.
اورهان ولی اولین ترجمهی شهرام شیدایی از سه شاعر مدرنیست تُرک « اورهان ولی کانیک، اُکتای رفعت و ملیح جودت آندای » بود. این سه شاعر با چاپ مجموعه شعرِ غریب در سال ۱۹۴۱ که جنبشِ غریب را بوجود آوردند تأثیر بزرگی بر شعر ترکیه گذاشتند.*
ملیح جودت آندای دومین نفر از این سه شاعر تُرک بود که شهرام شیدایی ترجمه اشعار او را پیش از مرگاش به پایان رسانده بود که در بهار ۸۹ سرانجام توسط انتشارات کلاغ سفید منتشر شد. در اشعار ملیج جودت آندای در نگاه اول با همان سادگی زبان اورها ولی روبرو میشویم اما به مرور با جلو رفتن و خواندن اشعار به سادگی و آشکارا متوجه پختگیِ کلام و زبان آندای میشویم، پختگیای که متأسفانه اورهان ولی با مرگ زودهنگاماش فرصت بدست آوردن آن را پیدا نکرد.
شهرام درباره آندای در آخرین یادداشتاش چنین نوشته است :
آندای بعدار چاپ شعرهایِ مشترکشان با اورهان ولی و اُکتای رفعت در مجموعهی غریب که جنبش شعرِ غریب ( غریبچیها ) را پدید آوردند و تأثیری عظیم بر شعر ترکیه گذاشتند. تا سال ۱۹۵۶ که مجموعه شعر Yanyana را به چاپ رساند، مدرنیستی کامل بود با ویژگیهای فردیِ کسی که برخی از پُلهای سنت را پشتِ سرش فرو نریخت تا غیرمستقیم و کنایی با گامهایی پر تردید و گاه مطمئن بر آنها قدم زده باشد؛ و با نوع قدم زدنش – نحوهی تفکرش – سنگها و آجرهای بنای زیرِ پایاش را محک بزند؛ فرق میکند سالینِ بیشماری مردمانی از روی پلی بگذرند و پل پل مانده باشد، تا اینکه شاعر بزرگی چون ملیح جودت آندای تنها یک بار از روی آن بگذرد و پل به یکباره فرو بریزد. ( هامبورگ – تابستان ۱۳۸۸ )
- متن کامل یادداشت در انتهای کتاب آمده است -

به مسافرخانهای
کاش به مسافرخانهای میرفتم
رختخوابی تمیز کاش برایم آماده میکردند
همه چیز را، حتی نامم را، کاش فراموش میکردم و
به خواب میرفتم.
« ملیج جودت آندای » از کتاب « گیلگمش در پیِ جاودانهگی» با ترجمه « شهرام شیدایی » نشر « کلاغ سفید »
* دربارهی جنبش شعر غریب اینجا بیشتر بخوانید